ای بابا((شعر طنز)) - ساسی

ساسی
ورود شما به ساسی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مهسا زراعی
تبلیغات


ای بابا((شعر طنز))
نویسنده : وحید رضا بشارتی فرد - ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥

ای بابا


این خانه دزد گیر ندارد  به جان تو

آژیر  ژیر  ژیر   ندارد      به جان تو

اینجا تمام خلع سلاحند مثل من

این جوخه حق تیر ندارد به جان تو

حالا بیا حریف می طلبد التماس من

احساس  مرگ و میر ندارد  به جان تو

سربند بیت قبل که گفتم بیا بیا ...

دیوانه گاه و گیر ندارد   به جان تو

تاکید می کنم که دلت را بیاوری

اینجا کسی اسیر ندارد به جان تو

از باد پس بگیر حواسم  را میان راه

پرچم همیشه شیر ندارد  به جان تو

مهتاب را بیار که چشمم گرسنه است

شبهای من کویر ندارد  به جان تو

درگیر واژه ها شده ای خوش به حال من

شاعر شدن نظیر ندارد   به جان تو

باران ببار چشم تو نمدار دیدنیست

جبران که زود و دیر ندارد به جان تو

دیگر تمام شد که تمامت نگفتنیست

این قصه پند پیر  ندارد   به جان تو

گرمم شدست زیر لحاف کنایه ها

تن طاقت حریر ندارد   به جان تو

چشم حسود کور که عریان نبیندش

شعرم لباس زیر ندارد   به جان تو

شعرطنز شعرزیبا شعرخنده دار شعرسیاسی شعرتنز شعرباحال شعرسرگرمی شعرخفن شعرلاو شعرسخته شعرسیاه شعر موسوی شعرخاتمی شعرسپید شعرنو شعرهندی

 


comment نظرات ()
امکانات وب