آرم - ساسی

ساسی
ورود شما به ساسی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مهسا زراعی
تبلیغات


آرم
نویسنده : وحید رضا بشارتی فرد - ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥

آرم

بی صدا

  قدمهای سردمسافر

غریب

بی زبان

باد

بادوباد

زرد

زرد

و

زرد

 چون شمعدانی خشکیده در گوشه ی باغ (سعید ـ د)

 

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

تاریک شده است جنگل آدم ها

آدم های کنار هم یا تنها

دیروز درختها سه تار آوردند

امروز تفنگ بود و آتش فردا...

...................................

برف آمد وپاییز فراموشت شد

آن گریه یک ریز فراموشت شد

انگار نه انگار که با هم بودیم

چه زود همه چیز فراموشت شد!

.....................................

هر روز دروغ بیشتر خواهد شد

باغ از پی باغ بی ثمر خواهد شد

این شاخه راست هم دروغیست بزرگ

فرداست که دسته تبر خواهد شد!

..................................

بیچاره تر از آدم و عالم هستیم

ماتم زده ای مثل محرم هستیم

نه گندمی و نه یار گندم گونی...

ماهم دلمان خوش است آدم هستیم...

.................................

عشق من و تو حرام شد هرچه که بود

قربانی انتقام شد هرچه که بود

دیگر حرفی نمانده با هم بزنیم

بین من و تو تمام شد هرچه که بود...

....................................

لبهای سرخش رابه سرعت باد پاک کرد

رنگ صورتش راچه میکرد؟

لرزش پیاپی هیکل تراشیده اش را چه می کرد؟

تا خواست لب باز کندسیلی تندمحمودمیهمان صورتش شدو

سرخی اش عمق  حادثه رابه همه فهماند.و دوست داشتن محمود رانیز....(سایه درآینه)

.....................................

زرشک .دلامذهب بگیر برو پیکارت

بگیربروپی زندگیت پی زن وبچه اتاز جون من چی میخوایی؟

سرش را با سرافکندگی و درد یک ریزچشمهاش بلند کرد...

زندگیمو.زن و بچه ام رو.شرف و آبرومو...(سپیدارسیاه

عشق عشقولانه احساسی  زیبا دخترونه لطیف لاو love رویایی


comment نظرات ()
امکانات وب